اردكانى / ذوالفقارى / تركى / مهدى روزبهانى / اكبر روزبهانى
68
مرورى بر تاريخ و مبانى طب سنتى اسلام و ايران ( فارسى )
سيّد اسماعيل جرجانى : تندرستى مطلق آن است كه مزاج هر اندامى از اندامها يكسان معتدل باشد ، اعتدال خاصه كه هريك را هست . . . و تركيب اندامهاى مركب همه درست باشد و اندام بدان عدد و آن اندازه و آن شكل باشد كه بايد . در ادامه ، متون طب سنّتى در زمينه سلامت ، بيمارى و بهداشت مورد بررسى قرار مىگيرد . خوانندگان محترم با مطالعهى دقيق اين قسمت متوجّه خواهند شد كه چه ميزان مطالبى كه امروزه در قالب طبّ نوين ارايه مىشود ، وام گرفته از طب سنّتى گذشته است . * « 1 » روند دانش طب بر اين است كه هر حالتى از حالات تن و پايدارى و دگرگونى آن حتما داراى علّتى است . بيمارى ، حالتى است غير طبيعى كه در تن آدمى جاى مىگيرد و بدون شك ، واكنش آسيبى است كه از كنش اوّليهى غير طبيعى سرچشمه مىگيرد . اين كنش غير طبيعى يا از مزاجى غير - طبيعى است يا از تركيبى غير طبيعى . پس عرض ( روىآورد « 2 » ) نيز چيزى است غير طبيعى ؛ چه روىآورد مخالف حالت طبيعى باشد ، مانند احساس درد از بيمارى قولنج و يا مناسب حالت طبيعى باشد ، مثل سرخى گونهى انسان در شخصى كه به ذات الريه مبتلا شده است . عرض را راهنما ( دليل ) نيز مىگويند ، زيرا طبيب با مشاهدهى آن دليل ، متوجّه علّت بيمارى مىشود . در برخى حالات ، عرض خودبهخود مرض
--> ( 1 ) - مطالبى كه با اين علامت مشخص شدهاند ، عينا از منابع طب سنّتى استخراج شدهاند . ( 2 ) - منظور از عرض يا روىآورد يا دليل ، sign و Symptom هاى بيمارى هستند .